• وبلاگ : عقل آباد|و شايد همان ناكجا
  • يادداشت : سوداي محال
  • نظرات : 1 خصوصي ، 20 عمومي
  • آموزش پیرایش مردانه اورجینال

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
       1   2      >
     
    + خامنه 

    نهليسم چيست وريشه هاي ان چيست و ريشه پيدايش نهليسم چيست

    ممنون مي شم توضيح بدين

    پاسخ

    سلام. در سه مقاله اين وب‏گاه به طور مفصل درباره اش توضيح داده شده است. همچنين مي توانيد به منابع اينترنتي كه ذيل هر مقاله يا در ميان مقاله ذكر شده رجوع كنيد. منابع مكتوبي هم البته ذكر شده كه مي توانيد تهيه و مطالعه كنيد. منسجم ترين كتابي كه بنده سراغ دارم نيهيليسم نوشته شهريار زرشناس است كه البته ويژگي هاي خاص نثر خودش را دارد.
    + قاسمي 

    از دوستان ميخوام بپرسم ايا به نظرشون نهليسم واقعا كسي را نميپرسته يا اينكه .. ايا از خودش ميپرسه كه چرا بايد خدا باشه يا چونكه مثلا نشاني از عدل كه در تمام اديان صفت خداست بارز نميبينه ميگه خدا نيست(توجه كن كه نهليست در توحيد گيره پس نميشه گفت خدا توي اون دنيا عدلشو كامل ميكنه اگه نهل بياد و به اين مسئله با عقلي كه ميشناسه نگاه كنه بك سري قوانين ميبينه كه بر اساس فرضهاي گسترده كه اون هيچ كدومشا قبول نداره برپا شده) آيا نهليست خودشو نميپرسته!!!!! به نظر من نهليست يعني خود پرست عقل پرست كسي كه به هيچ چيز جز عقل خودش اعتقاد نداره پس نهليست هم يكي را ميپرسته و وقتي دنيا را براي خودش پست و كوچك ميبينه خودگشي ميكنه . حالا اين چيزيه كه من با اطلاعات محدود خودم بهش رسيدم از دوستان كه قطعا اطلاعات كاملتري دارند راهنمايي ميخوام.

    پاسخ

    سلام: 1. نيهيليسم به معني الحاد نيست. 2. تا حدودي تصور شما درباره خودپرستي صحيح است. و البته ذيل سوبژكتيويسم‍، راسيوناليسم و ساينتيسم در فلسفه غرب به آن پرداخته شده است.

    در دل اين جنگ اين خون روان

    غرق گل مي آيـد از ره ارغوان

    سلام رفيق

    چطوري حاجي ؟

    يه نمور وبلاگ سنگيني تو يه نگاه نميشه چيزي گفت چيزي خوند چون يه جورايي همه چي به هم مرتبط يه جورايي همه چي به هم مرتبط نيست اما حتما بازم مي يام ما كه شما را لينك كرديم اي شالله شما هم ما رو لينك مي كني پيش ما بيا نظر بده خيلي مخلصيم يا علي يا علي

    + حميد 
    پروژه
    + حميد 
    سلام . اين سوالي كه مرتضي مطرح كرده سوال من هم هست . تصور مي كنم تا زماني كه شما پاسخ جامعي براي آن نداشته باشيد نمي بايست در پروه ي فكري تان جلو تر برويد . وقتي هنوز مشخص نيست كه نيهليسم و وحي نسبت شان چيست و خود وحي دقيقآ يعني چه ، چطور مي توان مثلآ از نيهليسم در جامعه ي ايران صحبت كرد ؟! به خصوص اينكه محمد مجتهد شبستري با نظريه ي جديدش _ قرائت نبوي از جهان _ برداشت سنتي از وحي و نظرات كساني مثل جوادي آملي را به طور جدي به چالش كشيده . به هر حال لازم است كه شما له يا عليه چنين نظرياتي به طور منطقي و مقبول حرف داشته باشيد .... در ضمن يك سوال هم خود من دارم : اينكه نيهليسم به علت انقطاع از وحي بوده ، آيا كسي از فلاسفه ي غربي هم چنين نظري را دارد يا اين صرفآ عقيده ي شما و شهريار زرشناس است ؟ يك دنيا تشكر .
    پاسخ

    سلام. نظر شما وارد است. دليل تعلل در پاسخ بررسي جوانب كار است كه ان شاءالله سئوال را به درستي پاسخ دهد. به نظر من همان قدر كه مفهوم «وحي» در اين تركيب محل پرسش و مداقه است مفهوم «عقل» هم همان قدر و چه بسا بيشتر مورد سوال است. به نظرم اگر دوستان علاوه بر سوال نظر يا ديدگاهي دارند بيان كنند بهتر جلو مي رويم.
    + ... 
    سلام عليكم.برادر من، من مي گويم آقاي اميرفضلي مثل خيلي هاي ديگر پشت الفاظ خوشگلي كه خودشان هم نمي دانند چه مي گويند قايم نشده است بعد شما مي گوييمن گفته ام كه شما اين را گفتي؟!!مگر گفتي؟!اصلا بي خيال جوابي كه به من دادي!خداييش من كه نفهميدم، اما جهت اطلاع:1.آويني سوره را رها نكرد تا آخرين لحظات زندگيش نيز مسوليت مقاله هاي دوستان خود، منتشره در سوره، را بر عهده مي گرفت و اصلا بهتر است مراجعه كنيد به برخي سرمقاله هاي كيهان درست در فاصله يك الي دو هفته قبل از شهادت سيد مرتضي.2.از اينكه به من لقب استادي دادين ممنون اما لايق نيستم.بنده امامم را در....پنهان كردم نه اينكه شما را متهم بنمايم.3.شما منحرف نيستين.(حال اينجا استاد كيست؟!)4.لينكم جهت اطلاع از وضعيت دكتر سروش بود كه اميدوارم خودت در مقاله اي كه پيرامون تفكر پوپر خواهي نوشت به ايشان نيز اشاره اي بكني.5.من نيز منور نيستم.6.من مرد عمل نيز نيستم!چون ترك كردم7.اما بحث فرهنگ که مطرح نموديد، بايد بگويم آنچه که شما در ذهن داريد ناشدني است(البته قبل از شروع بحث منظور من از سياست، تدبير منزل است و نه دوز و کلک)يعني به فرهنگ بپردازيم بي آنکه به نوع عملکرد آن در سطح جامعه کاري داشته باشيم.خود بهتر مي دانيد که فرهنگ در واقع از تفکر نشات مي گيرد و تمدن صورت ظاهري فرهنگ.که اين خود از بنر وبتون معلوم است.بنابراين هر فرهنگي پشت خود تفکري را به دنبال دارد، حال اين تفکر چيست و چرا به وجود آمده؟!و چرا اين اشخاصي که حامي تفکري هستند به دنبال نهادينه کردن آن و ساختن فرهنگ و تمدن مورد نظرشان هستند؟اگر به اين سوال پاسخ داديم حال بايد فکر کنيم که آيا هر تفکري به هر قيمتي بايد نهادينه شود؟برخي هستند که آدمهاي متفکريند و به راستي به دنبال حقيقت...اما آيا همه اينگونه اند و اگر حقيقت را يافتند به آن روي خواهند آورد و ادعاي قبلي خود را تکذيب خواهند کرد؟!يا نه تنها سربازاني پياده نظام براي يک تفکر سياه؟!موفق باشيد.
    پاسخ

    سلام. گمان مي كنم در بسياري از موارد گفت و گوي بنده و شما به مجادله بدل شده است، پس ادامه آن را مناسب نمي‏دانم. همچنين است درباره فرهنگ و سياست! ليكن درباره تمدن و تفكر بنده هم چند سئوال مطرح مي كنم كه هنوز به پاسخ روشني درباره آن ها دست نيافتم: 1. آيا هميشه متفكران در مسير ساخت تمدني بر مناي فرهنگ و تفكرشان هستند(يعني اين به اختيار متفكران يك قوم است؟) و يا فرآيندي خود به خودي در سير تفكر به تمدن وجود داشته است و دارد؟ 2. اينكه آيا فيلسوفي با اتخاذ نظر و طرحي مي تواند در عالم تغيير ايجاد كند؟
    + مرتضي 
    سلام . در صفحه ي شما جمله اي بود : نيست‏انگاري، انحطاطي است که در ساحت «تفکر منقطع از وحي» روي داده .... حالا سوال من اين است : منظور شما از وحي چيست ؟ ديگر اينكه كتابهاي مقدس اديان چه نسبتي با وحي دارند ؟ آيا عين آن هستند يا نه ؟ لطفآ به طور دقيق توضيح دهيد . با تشكر .
    پاسخ

    سلام. پرسش خيلي دقيقي است. چندين بار درباره اين تركيب فكر كرده ام و براي خودم هم محل ابهام بوده است. براي پاسخ دقيق گمان مي كنم كتاب منزلت عقل در هندسه معرفت ديني (آيت الله جوادي آملي) تا حدودي راه گشا باشد.اگر براي شما مقدور است شما هم مطالعه بكنيد حداقل صص 33 تا 50 تا در شرح پاسخ به هم كمك كنيم. به هر حال سعي مي كنم در اسرع وقت پاسخ دقيقي بنويسم. فعلا كمي مشغله دارم. يا علي

    الحمدلله هر وقت گذرمان به اين جا مي افتد دست پر بر مي گرديم

    ضمنا پوچ گرايي خيلي وقتا تو زندگي ماها خودشو نشون ميده

    ولي متوجه نيستيم ...!

    پاسخ

    سلام. البته پوچ گرايي اخص از نهليسم است و حتماً ريشه در آن ندارد، و گاهي اوقات به فسلفه و هدف زندگي باز مي گردد. در قسمت بعد ريشه هاي نهليسم را در ايران شرح خواهيم داد.
    + ... 

    سلام عليكم و رحمت الله...اقدام ايشان هر چه باشد قايم شدن پشت الفاظ نيست عزيز دل برادر! اين اولا! دوما چرا تند مي روي؟!براي شما هنوز زود است كه بخواهي بين تفكر، فرهنگ و سياست انقطاع قائل بشوي! حاج آقا كمي با ما بيا آروم بيا،البته نياز به مطالعه هست...ثالثا ببخشيد كه امام شما حضرت بقيه الله هستند و امام ما....رابعا شما دعا بفرمايين خدا ما را هدايت فرمايندخامسا اين لينك نيز خالي از توفيق نيست:http://www.elaw.ir/archives/forum/2008/07/000850.php

    سادسا كتابي هست اندر احوالات منورالعقول جميعا! نامش را گذاشته اند در خدمت و خيانت روشنفكران، جلال آل احمد! خوب است مطالعه اي بفرمايين و ما را نيز منور كنيد!به اميد آنكه ما نيز چون شما خدايي شويم(فكر نكنم!) اما به هر حال الهي آمين! ملتمس دعايم.يا علي.

    پاسخ

    سلام! آقاي ... ! بنده گفتم پشت الفاظ پنهان شده است؟! تند هم نمي رويم و خدا كند تند هم نرويم! منظور ما از انقطاع مقدم بودن فرهنگ بر سياست بود(كه بايد هم اين گونه باشد) و ما هم قائل نشديم؛ همان اويني را كه مي گوييد رفت مستند دفاع مقدس ساخت به همين -به اصطلاح شما- قائل بود و براي همين هم مجبور شد سوره را ترك كند - و البته ما كجا و او كجا! شما اين زود بودن را از كجا تشخيص داده ايد هم نفهميديم؟ و البته هم نياز به مطالعه هميشه هست! استاد نيجه گيري غير منطقي هم هستيد! از اينكه امام ما حضرت بقيه الله است نتيجه مي گيريد كه گفته ايم امام شما كس ديگري است! گمان كنم شما معتقيديد بنده گمراهم-با توجه به لينك هايتان- لذا شما دعا بفرماييد-كه البته هر كس به اين دعا نيازمند است-اللهم اهدنا الصزاط المستقيم... . از معرفي كتاب هم متشكرم. براي شروع اين كتاب خوب است. در ادامه هم ماجراي غم انگيز روشنفكري در ايران(دكتر يحيي يثربي) و روشنفركان در ايران(شهريار زرشناس) مناسب است. شما كه معرفي مي كنيد حتماً منورالفكر شديده ايد به منور كردن شما از طرف ما نياز نيست. به نظر بنده شما كمي تندروي مي كنيد-البته حق شماست- ولي لااقل چيزي را خود به آن عمل نمي كنيد به ديگران توصيه نكنيد. از هم صحبتي با شما خوشحال شدم.يا علي
    سلام برادر محترم . روايتهاي ديگري هم از نيچه و هايدگر وجود دارد كه به نظرم صحيح تر است ... مثلآ براي هايدگر مي توان رجوع كرد به كتاب سياوش جمادي به نام زمينه و زمانه ي پديدارشناسي . يا براي نيچه مي توان كتاب ياسپرس را خواند كه آن را هم سياوش جمادي ترجمه كرده .... شايد اگر در فلسفه خواني دقيق تر باشيم به اينجا برسيم كه مثلآ نيهليسم ريشه در چيزهاي ديگري دارد .... پاينده باشيد .
    پاسخ

    سلام. از اينكه آهسته آهسته دارد درباره مقالت نظراتي داده مي شود خوشحالم. قطعاً روايت هاو نظرات ديگري هم وجود دارد! كه معيارهاي مختلفي هم براي بررسي صحت آنها وجود دارد. در نوشتار از نيچه و هايدگر به عنوان دو فيلسوف بزرگ اين دوره به اجمال صحبت كرديم. شايد درباره هر كدام بطور مشروح مطالبي بنويسم كه البته نياز به مطالعه آثاربيشتري از ايشان داد(كه فعلا براي حقير مقدور نيست.) اگر نظري مشخصي در اين باره داريد بفرماييد درج كنيم و شايد هم درباره آن بحث كنيم.
    سلام
    ممنون از حضور سبزتون.
    عارف به روزه.منتظرتون هستم.
    موفق باشيد

    زنگ زدم به "حاج محمد دلاوري "كه بگم: همسفر عزيز!اگه اجازه بدي مي خوام دوره راه بيفتم و به همه اونايي كه تا امروز مهمون خونه سبز و صميميت شدن ، سر ي بزنم و ازشون دعوت كنم كه مهمون هميشگي پاتوق"زائران سرگشته "بشن.
    ...اينقدر باخوشحالي ازاين موضوع استقبال كردكه برق چشماشو از پشت تلفن ديدم.

    حالا هم طبق قولي كه داده بودم،خدمتتون رسيدم تاازتون بخوام كه باحضور گرم و صميمي و نظرات سبزتون در وبلاگ "سرگشته"ما روخوشحال كنين.
    ضمنا خوشحالم مي شم اگه در نظر سنجي مهم وبلاگ ما هم شركت كنين و توي خبرنامه ،نام نويسي كنين تا واستون مطالب رو روزانه،ارسال كنيم. "دانلود سفرنامه حج نخبگان " و...يادتون نره

    سلام ...خيلي عاليه اما بايد بعد برگردم بخونم چون الان مغزم ياري نمي ده ممنونم از حضورتون
    + سجاد 

    خدا قوت آقا وحيد

    قطعا به فكر نتيجه گيري هم هستي

    موفق باشي

    پاسخ

    سلام. نتيجه گيري به عهده دوستان است! ما آنچه گمان مي كنيم لازم است مي گوييم! از دوستان هم كمك مي گيريم.

    سلام برادر

    فضاي خوبي واسه نفس كشيدن توي دنياي مجازي درست كردي

    از بودن توي اينجا لذت ميبرم.

    اما به نظر من مباحث رو كمي تخصصي تر و ريزتر بيان كن واز حالت كلي بيرون بيار تا جاي تفكر بهتر و بيشتر و همينطور بحث زيادتري داشته باشه.

    در ضمن ميخواستم ببينم از دكتر شريعتي چرا چيزي نمينويسي ؟

    با عقايدش مشكلي داري؟

    راستي لينك وبت رو هم در وبلاگ قرار دادم !!!

    پاسخ

    سلام. سپاس از لطف شما. اول آنكه ان شاء الله هر چه پيش مي رويم نظرات درباره مطالب از دوستان با توجه به مطالب بيشتر خواهد شد. اول دوم اينكه مگر از بقيه متفكران نوشتيم كه از ايشان ننوشته ايم؟! تازه اول راه‌يم(ر.ك به مجال انديشه از همن وبلاگ). دوم دوم اينكه كتاب هاي ايشان را فرصت نكرده ام مطالعه كنم(پس نمي توانم درباره ايشان نظر بدهم)! سوم دوم اينكه ما اينجا درباره افكار افراد صحبت مي كنيم نه شخصيت افراد! سوم هم اينكه باز هم لطف كرديد!
       1   2      >