هاشمی - عقل آباد|و شاید همان ناکجا
سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک


هاشمی - عقل آباد|و شاید همان ناکجا


درباره نویسنده
هاشمی - عقل آباد|و شاید همان ناکجا
-
تماس با نویسنده
[مقالات در باشگاه اندیشه]
[English ver]


آرشیو وبلاگ
درباره نیهیلیسم
قاب شیشه‏ای
درباره تکنولوژی
درباره فلسفه
مکاتب ادبی
میز مطالعه
درباره جراید
درباره غرب
درباره قرآن
درباره پوپر
سیاست
ارغوانیه
لاطائلات
یادنامه
وقایع


.::دوستان::.
حسین کاشانی
آنتن!
نائب
در محضر نور
تشریک
زکریا راحل
دهقان فرد
حامد زمانی
محمد نمازی
حامد فتاحی
محمد الیاس
سعید رضایی
سعید اعوانی
محمد میلانی
محمد بطحایی
روح الله رجبی
سهیل اسدی
فرهاد جعفری
محمد منتظری
محمد آل حبیب
محمدرضا باقری
محمد علی زرین
علیرضا رحمانی
رضا عسگریفر
سلمان محمدی
روح الله رشیدی
محمد علی بیگی
سید مجید کمالی
احسان محمودپور
شهاب اسفندیاری
محمود احمدی نژاد
مهدی ابراهیم زاده
سید جعفر حسینی
سید مهدی موسوی
علی رضا مکاریان پور
مسعود مسیح تهرانی
محسن حسام مظاهری
حسن باقری
وحید هاشمی
علی رضا قربانی
محمد علی سافلی
علی رضا عالمی

.::پیوندهای وب گاه::.
حرف ما [28]
پایگاه نشریات [20]
دکتر کچوییان [57]
سنت گرایان [68]
دکتر سروش [176]
رضا امیرخانی [123]
استاد مطهری [46]
علامه جعفری [58]
دکتر خسروپناه [82]
دکتر رضا داوری [123]
آیت الله مصباح [59]
مصطفی ملکیان [119]
دکتر احمد فردید [164]
سید مرتضی آوینی [74]
سید منیرالدین حسینی [78]
[آرشیو(26)]

نغمه


از بروز شدن ارغوان آگاه شوید
 
لوگوی وبلاگ
هاشمی - عقل آباد|و شاید همان ناکجا

هر گونه استفاده از مطالب بدون کسب اجازه ممنوع است
v.nasirikia@gmail.com
مدرسه علمیه مشکوه  RSS 

اشاره: می خواستم دیگر اینجا مطلب سیاسی ننویسم-مانند گذشته که نمی نوشتم. ولی انگار نمی شود ننوشت. یعنی نمی گذارند که ننویسیم.
گویا قرار است همچنان سال 88 «سال تاریخی» بماند. هر اتفاقی که امسال می افتد قرار است تاریخی باشد. اگر دوست دارید یک کار تاریخی بکنید زودتر دست به کار شوید چون در این سال هر کاری که بکنی احتمالاً تاریخی خواهد شد. مثلاً ازدواج تاریخی، کنکور تاریخی، مسافرت تاریخی و ... . و خوب معلوم نیست که اگر دو چیز از یک سنخ بخواهند تاریخی بشوند آن وقت تکلیفشان چه می شود؟! خوب یکی می شود «تاریخی» و دیگری «تاریخی تر». هاشمی و نمازجمعه تاریخی تر
یکی از این تاریخی و تاریخی تر ها نمازجمعه چند هفته گذشته بود به امامت رهبری و نمازجمعه این هفته به امامت(!) هاشمی. اگر بخواهیم بر اساس سخنان و شخصیت خطیب درجه بندی کنیم اولی تاریخی تر خواهد بود. ولی خوب، به نظرم نمازجمعه این هفته تاریخی تر بود. چرا؟! نمازجمعه به امامت رهبری همیشه خدا شلوغ بوده است و خواهد بود و این امروز ثابت شد که کسی هم یارای مقابله با آن را ندارد. ولی نمازجمعه این هفته به واسطه حاضرین-و نه نمازگزاران- تاریخی تر بود.
از این لحاظ تاریخی تر بود که اولین های زیادی داشت.
اولین بار بود که کسانی در نمازجمعه حضور پیدا کردند و قبل از اقامه نماز مصلی را ترک کردند.
اولین بار بود که در نمازجعه کف و سوت زدند.
اولین بار بود که برخی نمازجمعه را با مهمانی و عروسی خانوادگی اشتباه گرفتند و بعضاً با ماه عسل(!).
و در آخر اولین بار بود که خیلی ها نمازجمعه می آمدند و به عبارتی «نمازجمعه اولی» بودند.
و شاید به همین دلیل هم حق داشتند که ندانند نمازجمعه چگونه است(!) و حق داشتند که از پدر من بپرسند که نمازجمعه چگونه است؟!
حق داشتند که ندانند وسط سخنرانی سوت و کف نمی زنند!  
و نمی دانم حق داشتند که ندانند شوروی سالیان درازی است که تجزیه شده است و دیگر چیزی به نام «شوروی» وجود ندارد و دیگر کسی «مرگ بر شوروی» نمی گوید. و یا مثلاً چین چه گناهی کرده است که «مرگ بر چین»؟!
...
و هاشمی اگر کمی به خود بیاید می بیند سبزهایی که رفتند و نماز نخواندند و مذهبی هایی که ایستادند و به او اقتدا نکردند! و این اشتباهی است که او چندین بار مرتکب شده است. آن زمانی که به طمع ریاست بر یونی ها از امام برای انشعاب و جدا شدن آنها کمک گرفت و آنگاه که با برخورد آنها مواجه شد دوباره به جمع یتی ها بازگشت که اینها حداقل مسلمانند و به واسطه اسلام حداقل حرمت اشخاص را نگه می دارند.
آقای هاشمی کمی به اطرافت نگاه کن! نه به اطرافیانت!
بعد التحریر: موسوی خوب دارد این سبزها را مسلمان می کند! از ساعت 10-12ذکر  الله اکبر و یا حسین. نمازجمعه که آوردشان! فکر کنم تا چند وقت دیگر همه شان را بچه هیتی هم بکند! به این می گویند استحاله مثبت.



نویسنده : - » ساعت 4:0 عصر روز جمعه 88 تیر 26


انتخابات دهم هم تمام شد. نمی خواهم و البته هم نمی توانم خوشحالی خود را از نتیجه انتخابات ابراز نکنم. و شاید اگر موسوی اکثریت را به دست می آورد لحن سخن چیز دیگری بود. گرچه من به پیروزی میرحسین و اوضاع بعد از او هم اندیشیده بودم. در انتخابات عناصر و اتفاقات کوچک و بزرگی مؤثر بودند، و کسی هم نمی تواند ادعا کند در تحلیل خود همه آنها را در نظر گرفته است. آنچه در اینجا به آن می پردازیم تحلیلی است نه چندان حرفه ای و کوتاه از برخی شخصیت های مهم. من از آن دسته آدم هایی نیستم که مشارکت مردم را بگذارم به پای تجدید پیمان با آرمان ها و این قبیل مسائل. این را خم نمی خواهم تحلیل کنم که چرا «هر کس به جز احمدی نژاد» تبدیل شد به «هیچ کس به جز احمدی نژاد».
1. مقام معظم ره‏بری
(یا همان آقای خودمان). بی شک یکی از هماهنگ ترین دولت ها با مواضع رهبری دولت نهم بود-اگر نگوییمجانم فدای رهبر! هماهنگ ترین. شاهد مثالش هم اولین دیدار هیئت دولت با مقام معظم رهبری و اشاره های ایشان در سخنرانی های مختلف. بی گمان جانب داری های مقام معظم رهبری از دولت نهم در برابر مخالفان به خصوص در سفر کردستان و اشاره به سیاست خارجی عزت مند دولت در سالگرد ارتحال امام(ره) در آرای احمدی نژاد مؤثر بود. علاوه بر آنکه ایشان در برابر موضع احمدی نژاد درباره هاشمی و نامه اخیر او هم موضعی اتخاذ نکردند. و همین سکوت کار خودش را کرد.
2. اکبر هاشمی رفسنجانی؛
نفر اول غایب رقابت انتخابات. همانطور که احمدی نژاد در مناظره ها به آن اشاره کرد با میرحسین رقابت نکرد. حضور کارگزاران، جاسبی، فرزندان هاشمی در ستاد موسوی، کرباسچی در ستاد کروبی و خود محسن رضایی به وضوح دخالت هاشمی و صف آرایی او در مقابل احمدی نژاد را نشان می دهد.
نامه او در روزهای پایانی و تهدید به آشوب های خیابانی هم تیر خلاصی به خودش بود. هاشمی باید تصمیمخداحافظ هاشمی! بگیرد و تکلیف خودش را مشخص کند. او یا باید همچون رهبری صریحاً از جناح و فردی حمایت نکند و وارد بازی های انتخاباتی نشود و یا اگر وارد می شود دیگر نباید توقع داشته باشد که با او همچون یکی از ارکان نظام، ذخایر انقلاب و این قبیل عنوانین برخورد کنند. بالاخره ورود در این عرصه فحش خوردن و ناسزا شنیدن هم دارد. علاوه بر آن باید مشخص کند که
آیا اشرافیت خوب است یا نه؟! اگر خوب است پس چرا از این برچسب می گریزد؟ و اگر بد است چرا اینگونه زیست می کند؟ بحث اینکه از کجا آورده است یک بحث ثانوی است.
احمدی نژاد با رای مردم از مهلکه نجات یافت. گرچه من بعید می دانم هاشمی دست از سرش بردارد.رئیس جمهور دوست داشتنی!
3. احمدی نژاد.به نظر من احمدی نژاد
اولین رئیس جمهور دوست داشتنی ایران است. یعنی مردمی هستند که فراتر از رابطه رئیس جمهوری او را دوست دارند. این چیزی است که مخالفان او چه بخواهند و چه نخواهند باید باور کنند. این چیزی است که با دستمال سبز و این قبیل مسائل تفاوت دارد. پیش از این حضور ارکان نظام در جامعه آن قدر تصنعی بود که مردم باورشان شده بود که اینان تافته جدا بافته اند. و این یکی از تابوهایی بود که احمدی نژاد شکست.
24 میلیون نفر به احمدی نژاد رای دادند. این رای نباید او را به اشتباه بیاندازد که همه این افراد از همه کارهای او دل خوشی دارند و با آنها موافقند. نه! بلکه این افراد او را به دیگران ترجیح داده اند! کسی نیست که اذعان نکند که اقتصاد ایران نیازمند یک جراحی بزرگ است. و جسارت این جراحی تنها در احمدی نژاد وجود دارد نه هیچ کس دیگر. آنچه در دولت نهم مغفول ماند و باید بیشتر از اینها به آن پرداخته شود فرهنگ است.
فرهنگی که آینده به آن بستگی دارد.
4. موسوی؛
مردی از عمق دهه شصت. و مشکل بزرگ میر حسین این بود که هنوز در حال و هوای آن دوران بود. میرحسین گر چه با شعار اخلاق آمده بود لیکن بی اخلاق ترین نامزد این دوره و عامل ایجاد بد اخلاقی در جو انتخاباتی این دوره بود. میرحسین و حامیانش کوشیدند تا با توهین و تمسخر دولت نهم را سیاه جلوه دهند. لیکن حضور مردم نشان داد که جز عده ای حرف آنها را باور نکرده است. موسوی یار ذخیره جناح چپ و اصلاح طلبان در حد و قواره ریاست جمهوریمردی که ناموس داشت! بود. به نظر من میرحسین نمی توانست شیوه دیگری به غیر از تخریب رقیب اتخاذ کند و البته نتیجه آن را هم به جان خرید. مردم نشان دادند آن قدر هم که او می گوید تورم سفره هایشان را کوچک نکرده، مردم نشان دادند آن قدر هم که او می گوید فضای ناامیدی در جامعه وجود ندارد. آن قدر هم که او می گوید در زمان او چندان هم بهشان خوش نگذشته است. بر خلاف تکیه حامیان او بر تأییدات امام؛ مردم نشان دادند که خودشان می توانند تصمیم بگیرند. و کدام آدم عاقلی می آید به یک نخست وزیر جنگ رای بدهد؟!
چیز دیگری که در دوره مورد توجه بود
خودبینی دیگر آقایان و توکل بر خدای احمدی نژاد بود. آنچه سیاست اسلامی باید به سمت آن پیش برود. من بد اخلاقی های انتخابات این دوره را می گذارم به حساب تعلق نظام سیاسی ما به سیاست مدرن.
بهتر است آقای موسوی به جای داد و بی داد از تقلب در انتخابات
مثل آدم ها متشخص و دموکرات به احمدی نژاد تبریک بگوید و رقابت را تمام شده بداند و با بدخواهان انقلاب هم نوایی نکند.
5. حامیان موسوی؛ سبزپوشان پریچهر. من معتقد نیستم که حالا اگر کسی چندان مقید به حجاب نیست فاحشه است. بررسی این موضوع مجال دیگری می طلبد. ولی حامیان موسوی از لحاظ تقیدات مذهبی از متوسط حامیان احمدی نژاد پایین تر بودند. این چیزی است که چندان نیاز به مدرک و دلیل ندارد. چیزی است همه ما با آن سر و کار داشته ایم.
6. روشنفکران، هنرمندان،بازیگران و ...؛
سودای شهرت. اگر بر این نکته واقف باشیم که گروه های خاص اجتماعی و مذهبی، اعم از مراجع، ورزشکاران، هنرمندان، فیلسوفان و ... نوعی سرمایه اجتماعی محسوب می شوند نباید اجازه داد که آنها را برای تبلیغات انتخاباتی استفاده کنند. نمی دانم حامیان موسوی چه فکری درباره مردم کردند. خوب حالا مگر اگر زیزیگولو و یا بهاره رهنما و هر آدم محترم دیگری بیاید بگوید به فلانی رای بدهد مردم می روند به او رای می دهند؟! آنچه این روزها برایم تعجب آور بود امثال داوری و یا جمادی بود که از موسوی حمایت کرده بودند! به خود دکتر داوری وقتی اندیشمندان قومی وارد سیاست می شوند نباید چندان از آنها انتظار داشت.
7. کرباسچی. به نظر کروبی نیابتا از طرف کرباسچی نامزد شده بود. گرچه رای کرباسچی به موسوی حرف زیادی داشت. تفکر سنتی و روحانی بودن کروبی چیزی نیست که با حقوق بشر و دانشجوی ستاره دار و ... جمع بشود. یا مثلاً دغدغه چند نفر از دانشجویان ستاره دار بودن دانشجویان است؟ یا کلاً چند درصد آرا را دانشجویان تشکیل می دهند؟ به نظر من کروبی فرصت را فراهم کرد برای بیان برخی مسائل و نشان دادن برخی چهره ها که کم کم داشتند به فراموشی سپردهد می شدند، که در حال عادی امکان بیان آنها نبود. حالا مگر چند نفر عمادالدین باقی را می شناسند؟! من نمی دانم کروبی چه فکری کرد که فردی مثل کرباسچی را
پرونده فساد مالی او به اثبات رسیده است را به عنوان معاون اول خود معرفی کرد؟! کروبی تجربه چندباره شکست احزاب خود ساخته بود.
8. اگر من استراتژیست(!) اصلاح طلبان بودم!
اگر بخواهی در چارچوب منطقی نگاه کنی ورود این چنینی اصلاح طلبان در این انتخابات
حماقت محض بود، از هر لحاظ. دوسید خندان! چالش اساسی که اصلاحات با آن روبروست یکی نداشتن مهره جدید همچون خاتمی است که نداشتن سابقه هر رفتاری از او برای مردم پذیرفتنی باشد-و ویژگی هایی که هدف متن بررسی آنها نیست. دوم نداشتن حرف و سخن تازه است و غلبه جو روشنفکری بر اکثریت اصلاح طلبان. که به وضوح در این انتخابات به چشم می آمد. این دو چالش را اگر کنار حضور احمدی نژاد برای دوره دوم و عملکرد او بگذاری ورود اصلاح طلبان با تمام قوا استقبال از شکست بود. در صورتی که اگر اصلاح طلبان در غیاب نامزد شاخصشان به سم پاشی علیه احمدی نژاد می پرداختند می توانستند از آرا و مشارکت مردم بکاهند و خود را برای دوره آینده در غیاب احمدی نژاد آماده کنند. با این رویهای که اصلاح طلبان اتخاذ کردند علاوه بر به صحنه آمدن آرای خاموش به سمت میرحسین، عده ای از آراء هم به سمت احمدی نژاد فعال شدند. علاوه بر آنکه بسیاری هم مصمم تر از گذشته به او رای دادند. افزون بر اینکه جمع شدن قدرت و ثروت در یک سو، برای اکثریتی که از وضع معیشتی متوسطی برخوردارند سئوال برانگیز است.
لیکن این یک روی سکه است. احمدی نژاد در طول این چهار سال آن قدر منافع باندهای قدرت و ثروت را به خطر انداخت که آنها این ریسک را بپذیرند و اینگونه وارد عرصه شوند و یک مشارکت 82 درصدی را هم به کارنامه دولت نهم اضافه کنند. شاید آن قدر فشار احمدی نژاد بر منابع مالی اصلاح طلبان و فعالیت های او در عرصه های اقتصادی-سیاسی زیاد بود که آنها احتمال دوام آوردن تا 4 سال دیگر را به خود نمی دادند.
دوباره می گویم که چه خوب است که موسوی و کروبی مثل آدم های متشخص بد اخلاقی ها را کنار بگذارند و به احمدی نژاد تبریک بگویند و این قدر آب به آسیاب دشمن نریزند.
||بعدالتحریر: 1. 48 ساعت است که SMS ها قطع است. اغلب سایت های حامیان موسوی فیلتر شده است. احتمالاً این روند تا 24 یا 48 ساعت آینده ادامه دارد. من این را می گذارم به حساب پیشگیری از وقوع جرم و حفاظت از امنیت ملی(!).|2.بازی های اینترنتی و راه اندازی انبوه سایت ها و وبلاگ ها هم کمکی به موسوی نکرد.|3. بعد از اعلام نتایج خیلی از کسانی که به موسوی رای دادند ابراز پشیمانی می کنند و می گویند دیگر در انتخابات شرکت نمی کنند. گمان کنم اصلاح طلبان حداقل 10 درصد از رای ذخیره شان را برای انتخابات آتی از دست دادند.|4.موسوی در اقدامات اخیر خود خوی دیکتاتوری خود را نمایان کرد! کدام اخلاق؟! کدام احترام به مردم؟!|5. آقای موسوی اگر می گفتید قرار است زن و بچه مردم را به خاطر رای نیاوردن بکشی و به کشتن دهی حتماً به شما رای می دادیم! بنده شخصاً حاضرم رای‏مان را به شما منتقل کنم!



نویسنده : - » ساعت 9:13 عصر روز شنبه 88 خرداد 23


درود بر مستضعفان تاریخ!مناظره نفس گیری بود. هنوز صبح نشده است پایگاه های حامیان دو نامزد این مناظره را پیروزی خود قلمداد کردند-و خواهند کرد. ولی آنچه روی داد فراتر از یک مناظره بود. نمی خواهم احساسی بنویسم. لیکن بی شک این مناظره در تاریخ معاصر ایران ثبت خواهد شد. احمدی نژاد با میرحسین مناظره نکرد. میرحسین به هیچ یک از سئوالات احمدی نژاد حداقل درباره دوران نخست وزیریش پاسخ نگفت. موسوی که مدت طویلی است به مدد حامیانش بدون حضور احمدی نژاد و دولتمردانش آنها را به باد توهین و افترا و تمسخر گرفته اند احمدی نژاد را به تهمت زدن متهم کرد. گرچه اشتباه استراتژیک آنها این بود که تمام تهمت ها را پیش از مناظره لو داده بودند و دستشان خالی بود. بگذریم.
سخن احمدی نژاد
مرز میان حق و باطل، اسلام سرمایه داری و اسلام مستضعفان و پابرهنگان را مشخص کرد. او ثابت کرد که با کسی عقد اخوت نبسته است. مردم دیگر داشتند از مشاهده این چنین فری در میان مسئولان ناامید می شدند.
این طور تصور نکنید که با زیر سئوال رفتن
هاشمی و اعوانش انقلاب بر باد رفت. احمدی نژاد گرمای تازه ای بر کوره انقلاب انداخت که مفسدین اقتصادی از ترس و واهمه آن رنگ از رخساره شان پرید. میرحسین نمونه خوبی بود از کسانی که در دادگاه ملت محاکمه خواهند شد. نظام اسلامی حوادثی گران بارتر از این را هم از سر گذرانده است. بی شک هاشمی بلند مرتبه تر از منتظری برای انقلاب نیست.
به راستی تاریخ تکرار می شود!
مردم سخن موسوی را باور نخواهند کرد که قوه قضاییه ای که شهرام جزایری را نمی تواند محاکمه کند هاشمی را محکوم کند! آیا به راستی کسی تا به حال حاضر به سئوال از هاشمی بود؟!
احمدی نژاد
سخت ترین، لیکن بهترین راه را انتخاب کرد. گرچه برخی گمان کنند احمدی نژاد دن کیشوت وار بر مافیای قدرت و ثروت حمله برده است، ولی حمایت همین مافیاها از میرحسین، کروبی و رضایی نشان داد که چندان هم از حمله احمدی نژاد بی نصیب نمانده اند.
امروز آنچه
سال ها مردم در این سوی و آن سوی و دهان به دهان می گفتند از زبان رئیس دولتشان در رسانه ملی شنیدند. آنچه در مخیله هیچ بنی بشری احتمال آن نمی رفت. گر چه سخن احمدی نژاد برای کسی تازگی نداشت. ولی اراده حق بر این تعلق گرفت و شد؛ آنچه شد.
موسوی
نباید از مردم انتظار داشته باشد که باور کنند کسانی که برای رأی آوردن او میلیاردی هزینه می کنند و از آبروی خود برای او مایه گذاشته اند، در دولت او به قدرت نخواهند رسید.
آیا موسوی نباید به خود شک کند که
چرا احزاب در ظاهر مخالف در حمایت او دور یک سفره جمع شده اند؟!
احمدی نژاد هستی نظام را بر باد داد تا کاه و گندم جدا شوند! گرچه این مسئله برای نظام گران تمام خواهد شد ولی بی شک در افق انقلاب اسلامی بی تأثیر نخواهد بود و جان تازه ای به نظام دمیده خواهد شد تا مردم بیش از گذشته از نظام حمایت کنند.
آنچه در این اوقات به انسان آرامش می دهد
احساس مدیریت حضرت ولی عصر بر زمان است! همین.

||بعدالتحریر:1.سخنان احمدی نژاد یک طلب همگانی برای مبارزه با مفسدین اقتصادی در مردم ایجاد کرد. امیدوارم حداقل برای نامه هاشمی به عربستان مدرک قابل قبولی داشته باشد|2.موسوی در مناظره با رضایی/موسوی به آنچه خود گفت عمل نکرد و در حالی که شخص مورد خطابش حضور نداشت بر او تهمت زد. خوب لااقل به حرف خود وفادار می بود. او این حق قانونی را به احمدی نژاد داد تا درباره او صحبت کند. هنوز هم معتقدم حرف های احمدی نژاد نه تجسس بود و نه تهمت-به زعم میرحسین. و او یکی از بزرگ ترین نهی از منکر های تاریخ دولت اسلامی را انجام داد.|3.موسوی حتی نتوانست به سئوالات رضایی پاسخ بدهد!|4.خداوند دوست ندارد کسی با سخنان خود بدیهای دیگران را اظهار کند مگر به او ظلم شده باشد.(سوره نساء؛148)|5. نمی دانم حامیان موسوی مردم را «چیز» فرض کرده اند. چرا باید مردمی که عکس های و فیلم های خانم زهرا رهنورد را بارها و بارها با وضع نه چندان مطلوب دیده اند از نشان دادن یک عکس3*4 سیاه و سفید روی پرونده آموزشی به رگ غیرتشان بر بخورد؟!|6. چرا موسوی از پیام 8 ماده رهبری چیزی نمی گوید؟!|7. توهین دوباره اصلاح طلبان به آیت الله مصباح توسط محتشمی::احترام به روحانیت را در حامیان میرحسین دیدیم!| 8. سایت انتخاب 10-از حامیان موسوی- به اشتباه خود اذعان کرد(شاید هم هک شده است! الله اعلم.)(اینجا را ببینید!)|9. پروفسور زهرا رهنورد(!) چرا شکایت نمی کند؟||
از این قبیل:
+«چیز»هایی که میرحسین نباید می گفت
+صلاح مملکت خویش مردمان دانند



نویسنده : - » ساعت 2:55 صبح روز پنج شنبه 88 خرداد 14